در این قسمت سعی بر این است که به طور جزئی و موشکافانه نگاهی داشته باشیم بر مشکلات اثرگذار بر فرآیند و روند یاد گیری زبان انگلیسی در کشورمان .پیش از ایراد این مسائل لازم به ذکر است که دلیل من برای اشاره ی چنین مواردی تنها روشن سازی مطلب می باشد چرا که نظر بنده این است تا زمانی که ما نقص ها را فاش نکنیم نمی توانیم دوایی برای آنان بسازیم.
1) متاسفانه در طی سالهای اخیر همواره زبان آموزان کشورمان به زبان انگلیسی یک دید جداگرایانه ی مکالمه از گرامر داشته اند و به عبارت دیگرآموزشگاه ها ی مربوطه و سیستم آموزشی زبان انگلیسی در کشورمان همواره این موضوع را بیان کرده اند که اگر یک زبان آموز بخواهد زبان انگلیسی بیاموزد حتما باید با دوگزینه ی متفاوت روبرو شود.مکالمه یا گرامر؟ کلاسهای مکالمه یا گرامر؟ مسئله آنست که این نوع تقسیم بندی در ابتدای کاراین ذهنیت را در زبان آموز جلوه می دهد که مقوله ها و پارامترهای یادگیری در یکی از دو گزینه خلاصه می شود.مگر می شود یک زبان را به خوبی صحبت کرد بدون آنکه برداشتی منطقی ازساختارهای گرامری آن زبان نداشت؟ دیده می شود که در اولین گام یادگیری یک زبان ایده ای بس اشتباه وجود دارد و به جای آنکه یک فرد مبتدی بر این مسئله واقف شود که او باید " زبان انگلیسی " را بعنوان یک اصل مستقل بپذیرد بدنبا ل این مسئله می رود که آیا گرامر بهتر است یا مکالمه؟ او نمی داند که باید زبان را بصورت کلی بیاموزد نه درسهای تفکیک شده ی گرامر یا مکالمه. 2) طبیعی است که با توجه به مورد ذکرشده در بالا زبان آموزان ما حتی نسبت به شنیدن واژه ی "گرامر" آلرژی دارند و با شنیدن این کلمه به یاد مجموعه ای از قوانین خسته کننده می افتند که کاربردی در مکالمه ندارد! در واقع ما شاهد این موضوع بوده ایم که از یک طرف یا باید با حجم سنگین و خسته کننده از قواعد ثقیل برای ذهن را در کلاسهای گرامرویا مواردی بس ناکافی وفاقد مایه ی کافی در کلاسها ی مکالمه روبرو شد. بنظر می رسد که بسترسازی و ایجادهماهنگی بین این دو پارامتر ضروری است و تنها از تلفیق این دو موضوع با یکدیگراست که نتیجه می گیریم. 3)چراما نباید گرامررا به دانشجویان به عنوان یک "کمک" و " فرستاده " معرفی کنیم که به ما کمک می کند تا بتوانیم زیباترو بابرنامه تر صحبت کنیم؟متاسفانه زبان آموزان براین باورند که گرامر یک اجباراست و متعاقبا هیچ روش لطیفی برای انتقال آن وجود ندارد. 4) پناه می برم بر خدا ازضرر چیزی که بعنوان " گرامر و قواعد" به زبان آموزان خورانده می شود!" گرامر و قواعد" با نهایت تاسف طوری به زبان آموزان ارائه می شود که گویی یک نقش اضافی یا الحاقی است که باید آنرا به اجبار به دارایی ها ی زبانمان اضافه کنیم و حال غافل از اینکه " گرامر" از پایه های اساسی می باشد که نقشش را نمی توان با اعضای دیگرجانشین کرد. 5) تجربه های عینی و تحقیقی من درمورد گرامر این حقیقت را برایم ثابت کرد که آموزش گرامر بر اساس آنچه که کتابهای رایج واسلوبهای متداول بیان می کنند کاملا اشتباه است.این ذهنیت در زبان آموزان وجودداردکه باید گرامررابدون مقدمه و پیش از آنکه به فلسفه ی وجودی آن موضوع گرامری پی ببرند, مورد مطالعه قرار دهند.این مسئله سبب می شود که نگاه ما به گرامر یک بحث گریزناپذیر اجباری باشد غافل از آنکه گرامر به ما کمک می کند که یک مکالمه ی قوی ودرست داشته باشیم.بنابراین ما باید گرامر راطوری به زبان آموزان منتقل کنیم که ضرورت واحتیاج او را به آن بحث در موقعیتها ی مکالمه ای نشان دهد.